تبليغاتX
ای سراپا همه خوبی تنها به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی تنها به تو می اندیشم

عشق

خيلي‌ وقت‌ بود که‌ به خدا گفته‌ بودم.


جواب می شنیدم


از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني.

راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري.


هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.


از عشق عبور کردم و گذشتم.


عشق‌ راپشت‌ سر گذاشتم.


عشق ايستاد و منجمد شد.


عشق روان‌ شد و راه‌ افتاد.

و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.


تا روزي‌ که‌ خدا گفت:


امروز روز توست.


روزعاشق شدن.


خداعشق را به‌ قلبم رساند.


عشق طعم‌ یاس را چشيد.


طعم‌ یاس را.


اما...


روزي‌ عشق‌ به‌ خدا گفت:


از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟


خدا گفت: هست.


عشق گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم.


بزرگترين‌ را.


بي‌نهايت‌ را.


خدا عشق‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت:


اينجا بي‌نهايت‌ است.


آدم‌ عاشق‌ بود.


دنبال‌ کلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد.


اما هيچ‌ کلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت.


آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يک‌ قطره‌ ريخت.


عشق‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور کرد.


و وقتي‌ که‌ اشک‌ از چشم‌ عاشق‌ چکيد،


خدا گفت:


حالا تو بي‌نهايتي،


چون که‌ عکس‌ من‌ در اشک‌ عاشق‌ است
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 20:40  توسط milad  | 

اونم رفت

این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم

و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ،  اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...

زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 20:36  توسط milad  | 

من بازم دوستش دارم

دیشب خیلی راحت اومد و گفت دوستت ندارم و هیچ علاقه ای بهت ندارم

ای کاش عشق پاک منو میفهمید

ای کاش از کابوس شب من خبر داشت

ای کاش اشکهایم را دیده بود

ای کاش گرمای تبی که بعد حرفش به جونم افتاد رو حس میکرد

ای کاش...

ولی من بازم دوستش دارم

اونم از ته قلبم

همیشه دوستش خواهم دشت و عشق هیچ کس دیگه ای رو وارد قلبم نمیکنم

چون قلب من جای یه عشقه و اونم برای اونه...

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 20:32  توسط milad  | 

خیلی سخته

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ...

خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ...

خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ...

  خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوستت نداره ...

 خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت...

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 20:30  توسط milad  | 

كجايي عشق؟؟؟

 خیلی تنهام ...

 از تنهایی خسته شدم ...

منتظر یه عشقم ...

یه عشق حقیقی ...

کاش یه عشق واقعی میومد و من و همراش می کرد ...

کاش همه ی عشقها واقعی بودن ...

مثل کویری که منتظر بارونه ...

کاش ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 20:49  توسط milad  | 

مطمئن باش و برو

مطمئن باش و برو

ضربه‌ات كاری بود

دل من سخت شكست

و چه زشت

به من و سادگی‌ام خندیدی

به من و عشقی پاك

كه پر از یاد تو بود

و خیالم می‌گفت تا ابد مال تو بود

تو برو، برو تا راحتتر

تكه‌های دل خود را آرام سر هم بند زنم

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 21:21  توسط milad  | 

بزن دنیا

بزن دنیا که تیغت سخت بران است

بزن دنیا نبرد عشق و ایمان است

بزن دنیا بزن کاری تر از این

بزن دنیا تو زخم از تیر نفرین

بزن دنیا که جانم جای حال است

بزن دنیا مگر مردن محال است

بزن دنیا دلم جا دارد امشب

خروش و خشم و سرما دارد امشب

بزن دنیا مرا دیوانه تر کن

شبم را با لهیبت شعله ور کن

بزن آتش به جانم هر چه دارم

بزن دنیا من اینجا جا ندارم

بزن دنیا مگر کوری کری تو

از این نا مردمان که بهتری تو

همان بهتر که مرگم از تو باشد

بود شیرین که دردم از تو باشد

هزاران زخم خنجر بر دل من

بزن دنیا و کم کن مشکل من

بزن زخمی که روحم شاد گردد

ز دردش عقده ام آزاد گردد

زنم فریاد از این عاشق کشی ها

طریق و رسم مرگ دلخوشی ها

زنم فریاد و این دل خون خون است

زبان در گفتن دردم زبون است

بزن دنیا که اینجا آخر ماست

هوای پر زدن در این سر ماست

بزن دنیا دگر کارم رها کن

مرا از دست این دنیا رها کن . .  


+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 19:37  توسط milad  | 

واسه عذر خواهی

در این دنیای بی کسی تو دنیای منی دنیا

اگر دنیا نامرد است  چرا تو اینگونه ای دنیا

تو که با حرف های شیرینت دلم را مال خود ساختی

از آن پس دیگر در این دنیا همه کسم تو شدی دنیا

کاش لحظه ای در کنارم بودی تا بفهمی چه میکشم از غم دوریت

تو که با حرف های زیبایت مفهوم عشق اموختی

 پس نرو با من باش که من از دنیا تو را میخواهم دنیا

درست است بدم اما دلم تو را می خواهد 

پس به دلم نگو نه دنیا 

بیا تا دست در دست هم دهیم در این دنیای بی احساس

که شاید لحظه ای احساس هم باشیم دنیا 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 19:35  توسط milad  | 

قلم من

قلم بگذار بنویسم تو را به هر چه آئین است

قلم بگذار بنویسم که قلبم سخت غمگین است

تو یاری کن اگر قلبم ندارد تاب لغزیدن

نگاهی کن مرا آخر ندارم نای خندیدن

دلم از غصه ها خون شد قلم آخر تو کاری کن

که خشکیده نگاه من به جای من تو زاری کن

تو زاری کن به جای من مرا درگیر رویا کن

بگو که باز میگردد مرا دلخوش به فردا کن

مرا دیگر صدایی نیست تو بنویس از صدای من

تو تنها یادگاری از تمام لحظه های من

تو تنها یادگاری از تمام روز و شبهایم

تو بنویس از خیال من غروب سرد غمهایم

تو خط خوب باران شو مرا خیس و معطر کن

در آن حال و هوای خوش کمی چشم مرا تر کن

بکش رنگی به افکارم که بی رنگی غمی دارد

هنوز از خاطرات او دل من عالمی دارد

تو یاری کن دلم را و بگو از فرم چشمانش

از آن دردانه لبهایش بگو از حرم دستانش

بگو آغوش بازش را بگو آزاد و بی پروا

بگو از من بگو از او بگو از مردن فردا

بگو بعد از خیالش من ندارم لحظه ای فرصت

میان این همه مردم ندارم تاب این غربت

بگیر از من قلم جانم تمام هستی ام بنویس

شرابم آب باران شد برای مستی ام بنویس

گذشت از من گذشتن ها گذشتم از دو خط جانم

بیا بنویس و راهی شو قلم از وقت پایانم . . .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 19:34  توسط milad  | 

با تـــو قلــب من چــه آروم میگیــره

با تــو شعــرمن بازم جـــون میگیــره

با تـــو زنــدگی من پــوشالی نیســت

جنس رویــاهای پــوچ وخـــالی نیســت

این یه شعـره ولــی تــو خوب میدونی

بـی تــو بودن واسه من یه حســرته که میدونی..

با تــــو بــودن پـُــــرِِ عشــــق و نفســـه...

بــی تـــوبـــودن واســـه من دیگـــــه بســـــــه


شجاعت نخستین شرط پیروزی است.

مردن مانند به دنیا امدن امری طبیعی و عادی است.

در عالم چیزی بالاتر از عشق نمی بینم.

بی مصرف ترین روز ها روزی است که در ان نخندیده باشیم.

نیکی، بیش از هر چیز مردم را خلع سلاح میکند.

در سینه خود شراره اسمانی پنهان کردم کهنامش،وجدان است

هنگامی که محبت به شما اشاره می کند، به دنبالش بروید، اگر چه دارای راههای دشوار و پر فراز و نشیب بوده باشد

اهر و باطن شما باید با هم همساز باشند, هدفهایتان باید به بلندای قامتتان و صبر و بردباریتان به وسعت تمام وجودتان باشد. برای اینکه درون و بیرونتان یکسان پرشکوه و متعالی شود باید برای خود فلسفه زندگی داشته باشی

بردباری،بهترین وسیله برای رفع هر نوع ناراحتی است.

کسی که متحمل مصیبت های سخت شود ، مرد است.


در جهان، یگانه مایه نیک بختی انسان،محبت است


بزرگان همیشه عشق بزرگی نیز در سر داشته اند.


تفاوت گل زیبا و علف هرز در داوری و قضاوت شما نهفته است.


نیش چند مگس ،؛هرگز اسب چابک را از دویدن باز نمی دارد.



+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 19:33  توسط milad  | 

من، دلم می خواهد

مثل باران باشم،

که ببارم خود را

قطره

قطره

قطره

روی موسیقی خاک.

من دلم می خواهد

آفتابی باشم

یا اناری به درخت

یا دلی باشم بر نیزه عشق

من دلم می خواهد

توی هر کوچه

که آوازی هست

مثل توکا باشم.

روی یک شاخه سبز

بسرایم خود را.


+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 19:32  توسط milad  | 

مسیج عشقولانه

گل را یک روز ، تو را هر روز ، گل را تا وقت پژمردن ، تو را تا وقت مردن ، دوستت دارم.

»بوسه تنها تصادفی است که خسارتی ندارد

"تقدیم تو باید"

»یک روز رسد خوشی به اندازه کوه ، یک روز رسد غمت به اندازه دشت ، افسانه زندگی چنین است مهربانم ، در سایه کوه باید از دشت گذشت.

»بند شلوارتم رفیق ولم کنی آبرتو می برم.

جدیدترین SMS تهدید آمیز.

 

»اسمتو نوشتم رو سیگار تا بسوزه وقتی که تموم شد منم فراموشت کنم ولی نمی دونستم با هر پک زدن به سیگار اسمت میره تو نفسم.

 

وقتی در تنهایی خودم قدم می زنم،
خاطرات با تو بودن
آرامشم را بر هم می زند.
چه پریشانی لذت بخشی است ، دلتنگ تو بودن ...
دلم برای شنیدن صدایت تنگ شده.
برای دیدنت   ...
دیشب در خواب منتظر آمدنت بودم ،
اما به خوابم هم نیامدی و درد انتظار را در خواب هم حس كردم ...

 

حقیقت مسیری بی انتهاست و من در این مسیر در جست وجوی یافتن پاسخی برای پرسشهای بیشمار ذهن ناآرام خود...


+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 19:31  توسط milad  | 

عشقولانه

رو به غــــــــــــــروب

ریخته سرخ غروب

جابجا بر سنگ

کوه خاموش است

می خروشد رود

مانده در دامن دشت

خرمنی رنگ کبود

سایه آمیخته با سایه

سنگ با سنگ گرفته پیوند

روز فرسوده به ره می گذرد

جلوه گر  آمد در چشمانش

نقش اندوه پی لبخند

جغد بر کنگره ها می خواند

لاشخورها،سنگین،

از هوا تک تک می آیند فرود

لاشه ای مانده به دشت

کنده منقار ز جا چشمانش

زیر پیشانی او

مانده دو گود کبود

تیرگی می آید فرود

دشت می گیرد آرام

قصه رنگی روز

می رود رو به تمام

شاخه ها پژمرده است

سنگها افسرده است

رود می نالد

جغد می خواند

غم بیامیخته با رنگ غروب

می تراود ز لبم قصه ی سرد:

دلـــــــــــم افســـــــــــــــرده در ایـــــــن تنــــــــــــگ غــــــــــــــــروب

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 19:26  توسط milad  | 

شعر عاشقانه

دوباره دقیقه ها رو کند و آهسته می بینم
دوباره چشم خدا رو رو خودم بسته می بینم
تا دلم آروم بگیره سر به کوچه ها می زارم
رو به آدما می خندم شب و تا فردا می بارم
تویه یک جاده ی برفی پی انتها می گردم
توی این رویای آبی هنوزم اسیر دردم
آخه دنیا تو چشام رنگشو باخته
آخه یک جنس غریبه آسمون منو ساخته

برده رنگ انتظارو بارون چشمای خستم
انگار آهنگی نداره بی تو این قلب شکستم
از سپیده تا سپیده آسمون ابری و تاره
مثل بغض سینه ی من شوق باریدن نداره
توی بارون به امید حرفات اشک چشمام بی قراره
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 19:25  توسط milad  | 

نمیشه

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 20:25  توسط milad  | 

آشفته

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 20:22  توسط milad  | 

گردوغبارزندگی

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 20:20  توسط milad  | 

جملات عاشقانه

تمام احساسم مال توست ، بهترين عطرهايم از نفس تو ساخته مي شود .

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 20:14  توسط milad  | 

قطعات عاشقانه3

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 20:0  توسط milad  | 

سکوت حقیقت است

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 19:47  توسط milad  | 

دلم خیلی میخواست معنای عشق و دوست داشتن رو بدونه !

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 19:40  توسط milad  | 

خاصیت عشق

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 19:37  توسط milad  | 

گریــــه کن عزیزم

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 19:33  توسط milad  | 

یعنی میشه؟؟؟

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 19:31  توسط milad  | 

شبیه برگ پاییزی

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 19:30  توسط milad  | 

اونیک داره میاد از راه خودشه

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 19:28  توسط milad  | 

عشق

عشق يعني سجده با چشمان تر

 

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 19:26  توسط milad  | 

جملات عاشقانه

در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار

شهربازي هستند

از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به

جايي نمي رسي

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 18:55  توسط milad  | 

التماست می کنم

 

برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 18:33  توسط milad  | 

اس ام اس های عاشقانه2

میگن لبخند به مرگ ربطی نداره ، ولی تو بخند تا من برات بمیرم .
 
برای خواندن روی ادامه مطلب کلیک کنید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 18:2  توسط milad  |